021-28422910
info@utiran.com

پشت کنکوری ها هم میتونن موفق بشن | آیا پشت کنکور بمانم موفق می شوم؟

پشت کنکوری ها هم میتونن موفق بشن؟؟

سلام دوستان.

بذارید اول خودمو معرفی کنم.رتبه ی کنکور۹۰ من ۶۰۰۰ بود.و رتبه ی امسالم ۶۰۰٫البته بگم رشتم تجربی هست.فرزانگان.میانگین تراز۷۲۰۰کانون.

من توی این۲سال اتفاقای زیادی برام افتاد.از بداش درس عبرت بگیرید خوباشو بهتر از من انجام بدید

بذارین در مورد بعضی مشکلات ومباحث (چه سال اول و چه موقعی که پشت کنکوری بودم) خلاصه ای بگم

۱ – دوستان:

من خودم آدمی بودم که عاشق دوستی و رفاقت بودم وخلاصه دوستای زیادی داشتم و خیلی خوشمیگذروندیم.تا اینکه سال پیش دانشگاهی بر خلاف انتظارم همه ۱۸۰درجه تغییر کردن حتی بهترین دوستای صمیمیم.تا حدی که پا روی همدیگه میذاشتن برن بالا.

اگه شما دوستایی دارین که به هر نحوی باعث آزار یا اشغال فکر شما میشن همین الان رابطتون رو قطع کنید که اگه من بخوام بگم چی بسر من دادن ۱کتاب میشه!!

موباییییل..توروخدا کلا گوشیاتونو این ۱سال جمع کنید.من سال اول این کارو نکردم که همین باعث شد وقتی رتبمو دیدم شکستمش.چون هستن دوستایی که درساشونو میخونن وزنگ میزنن وقت بقیه رو میگیرن.

نزدیکای کنکور:وااای اینو خوندی؟من اینو۴دور خوندم!!من فردا کلاس نمیام..من واسه آزمون هیچی نخوندم…  ازین جمع ها دوری کنید یا واستون مهم نباشه.

۲ – سرزنش خانواده و فامیل:

خود من همه روم زیاد حساب میکردن و وقتی گند زدم سرزنش خیلی ها رو شنیدم.زیاد مسخرم کردن.اما با اینکه دلم میشکست ولی انگیزم بیشتر میشد.شاید تا۲ماه بعد از رتبه ها گریه میکردم.

تمام دوستام حتی کسایی که درسشون از من پایین تر بود قبول شده بودن و همین سرزنش خانواده و فشار عصبی رو بیشتر میکرد.اما ناامید نشدم و از روز بعد از رتبه ها شروع کردم به خوندن و الان همونایی که سرزنشم میکردن تحسینم میکنن.

ای عزیزی که حقت ضایع شده اگر مثل مرد مبارزه کنی بعدا بیشتر از همه به خودت ثابت میکنی که چقدر توانایی داری. پشت کنکوری ها به این جمله م خیلی فکر کنند.

۳ – راهتو از همین الان معلوم کن:

اگه مشاور داری که هیچ.اما اگه نه ۱آزمون اسم بنویس که بفهمی قراره هر ماه چکار کنی.من اهل تبلیغات نیستم اما سال اول کانون میرفتم و قبولش نداشتم ولی سال دوم کنکورم هم بازم کانون اسم نوشتم چون بنظرم واسه۱فارغ التحصیل پشت کنکوری محشره.

۴ – خیلی ها میگن میبری..نمیتونی..:

آره میگن..به منم گفتن.دوستام.مامانم.عموم.مشاور ها…وخیلیا که یادم نیست.میدونی کی میبری؟وقتی همش سرتو بالا کنی ببینی تا قله چقد راهه!!اونوقت۱روز حتما پرت میشی پایین!! اما اگه جای نگاه کردن به قله به تابلوهای کنارت نگاه کنی(که مطمئن شی راهو درست اومدی)و سرراه گل بچینی و بوش کنی یا وقت خستگیت۱نفس آروم بکشی تا چشم به هم زدی رسیدی..

قبول..منم روزای داشتم که از شدت یکنواختی زندگی گریه میکردم.اما با برنامه ها و کتاب ها و درسام بازی میکردم.بدست اوردن یه رتبه ی خوب توی آزمون بعدی واسم هدف میشد تا اینکه چشم به هم زدم دیدم آزمون بعدیم کنکوره!!

من۱۱ماه روزا تو خونه تنها بودم و۱اتاق کوچیک همدمم بود.بدون دوست.بدون مسافرت..اما یه چیزایی میگم لطفا تاثیر بد نذاره روتون!!واسه روحیم صبح ها نیم ساعت ورزش میکردم و گاهی لباس میپوشیدم و تصورمیکردم دارم میرم دانشگاه یا الان بابچه ها توی آزمایشگاه دانشکده هستیم و حتی گاهی میخندیدم..و عجب انرژی میداد واسه درس خوندن.یا بعضی وقتا روپوشه سفید میپوشیدم میرفتم سراغ درسم که مثلا درسای پزشکی هستن!!

حالا همین صحنه ها داره کم کم برام واقعی میشه!!دیدین؟خودم خودمو نجات دادم و دیگه دیگران برام مهم نبودن

۵ – یه کاری کن بزنی جلو و یه حس خوب تا آخرش داشته باشی:

یکی از کارایی که من انجام دادم وبعدش فهمیدم که چقدر به درسم و روحیم کمک کرد این بود که بلافاصله شروع کردم.و بهانه ی ناراحتیم برای رتبمو کنار گذاشتم(البته در کنار درس تا ۲ماه اول غصه ها و چرا هایی هم بود)اما هرجور شده خودمو به برنامه ی آزمون ها رسوندم

با اینکه کلی وقت از دست داده بودم اما آخرتابستون دیدم که نصف دروس پایه رو طبق برنامه اجمالی خوندم و این عجیب موثر بود.یا وقتایی که اکثر بچه ها خسته میشن با اوج خستگیم بازم میخوندم.مثلا دوران امتحانات پیش دانشگاهی ها!!که اگه بخونی سود کردی و تست بیشتری هم میتونی بزنی!!

۶ – کلاس های کمک درسی:

سال اول که دیگه شرایطی بود اگه کلاس نری ۱چی کم داری!!من کلاسای زیست/فیزیک/ریاضی موسسه میرفتم(هرچند پایم قوی بود)و شیمی وادبیات و۲جلسه عربی کلاس خصوصی داشتم.دقت کنید با توجه به مدرسه رفتن دیگه وقتی واسم نمیموند که خودم بخونم.وبرنامه ی کلاسا ۱طرف برنامه مدرسه ۱طرف برنامه آزمون ۱طرف باعث آشفتگیم شد.

اگه میخواین کلاس برین برید اما نه سال آخر (حتی اگه پشت کنکوری باشید)!!که وقتی واستون بمونه تا خودتون درس بخونید.یا جزوه های خوبی بخونید.من امسال فقط جزوه خوندم وهیچ کلاسی حتی جمع بندی هم نرفتم.هرکار میکنید فقط یادتون باشه وقت واسه خودتون بمونه و به مسیر وبرنامه اصلیتون لطمه نزنه!!

۷ – برنامه ریزی

من سال اول هرکسی برام۱نظر میداد.یا فلان استاد برنامش توپه بریم اونجا..فلان استاد بهتره..این یارو خودش مشاور تک رقمی بوده…و… آره دیدم!!میزم پر از کاغذ برنامه ریزی بود.هیچکدوم اجرا نمیشدن..چوبشم خوردم حسابی

اما سال دوم که پشت کنکوری بودم فهمیدم هیچکی بهتر از خودم نیست.۱برنامه ی توپ تلفیقی از برنامه های بهترین مشاورا و رتبه های تک رقمی در اوردم که باعث شد آزمونی که سال اول ترازم ۶۵۰۰بود شد ۷۶۰۰!!دیدین!!

حتی واسه خواهرمم جواب داده.۱کاری کردم خوب بود اما زمانش نه!!اینکه خودم راه های جدیدی امتحان میکردم مثلا ایندفه ای هفته اول عمومی هفته دوم اختصاصی یا ایندفه هفته اول تموم کنم هفته دوم تست و دوره یا….تا اینکه فهمیدم کدوم راه پیشرفت بهتری بهم میده.

اولاش سخت بود برام درس بخونم.توی تابستون روزی۴-۶ ساعت میخوندم.واسم محال بود که بیشتر بشه.اما با برنامه ریزیم کم کم زیاد شد.که دیگه ۸ ساعت رو میخوندم اونم با کیفیت.به خوابم میرسیدم به بازیم میرسیدم.دیگه از زمستون روالم شد۱۰ساعت.اصلا نمیفهمیدم.و دیگه تا آخرش موند.بعضی روزا میخواستم به خودم حالی بدم ۱۱ساعت میخوندم!!دیدین؟فقط عادت و برنامه ریزی…خودتون به خودتون انگیزه بدین

۸ – وقتی که شکست میخوری:

دیدین بعضی اوقات خیلی میخونی اما اونی نمیشی که میخوای؟آره منم داشتم.جمعه های این آزمون واسم سیاه بود(راستش اولای کارم گریه هم میکردم)اولین باری اینجوری شدناامید شدم و روزای اول هفترو با حسرت از دست دادم وبرنامم به هم ریخت که باعث شد درس عبرت بگیرم.

اما از آزمون های بعدی وقتی اینجوری میشد خودمو جمع میکردم اتاقمو مرتب میکردم و چیدمان کتابامو تغییر میدادم (یه جوری شرایطو تغییرمیدادم که از نو شروع کنم)تو دفتر برنامه ریزیم نگا میکردم میفهمیدم واسه چی توی این درس خوب شدم یا اون درس بد شدم.برنامه ی بعدی رو محکم تر اجرا کردم.و خدایی ترکوندم(اینو یادم نمیره)

دیدین؟همه داشتن از بریدن و خسته شدن میگفتن اما من مشغول بازی با آزمونام بودم و رقیبم خودم بودم و اصلا نفهمیدم زمان زود میگذره و من هنوز سر پا هستم!!!من ۱شکست خورده و تنها بودم پس فکرنکنید انرژی و شور خاصی از اول داشتم بلکه کلی بغض داشتم!اما خودم آروم آروم و شاید ۱قطره ۱قطره بخودم انرژی میدادم!!

۹ – عشق و عاشقی؟؟؟!!!

اینکارو نکنید!!اگه کسیو دوس دارید یا فکرتون اشغاله عشقه نمیگم رهاش کنید(چون میدونم بیشتر بهش فکر میکنید)اما بذارین ۱مدت گوشه ی دلتون بمونه و به خودتون بگید بخاطر علاقتون و اثبات علاقتون واینکه۱روز با دست پر برین پیشش درس بخونید..اگه نیستید چه بهتر اما اگه عاشقید در جهت خوب ازش استفاده کنید که بسیار انگیزه ی خوبی هست (اما به شرط عدم ارتباط)

۱۰ – استرس:

حرفه مفتی که بقیه یادت میدن.خوب تجربش کردم.اما همیشه به خودم میگفتم یا گاهی با صدای محکم به مامانم میگفتم که من دارم تلاشمو میکنم و خدا داره میبینه!!

پس هرچی بشه راضی ام و میدونم مصلحتم اینه.البته نزدیکای کنکور طبیعی هست اما زیادش نکنید هیجان زده نشید.چون همونی میشه که باید بشه و خدا میخواد.من خودم ۱هفته به کنکور اسپاسم ماهیچه ی شکم گرفتم که فکر کردم آپاندیسه اما شکرخدا نبود.

۳روز به کنکور حال پدرم بدشد که صبح دکترا گفتن بیماری واگیری هست که همرو بیمارستانی و سرم به دست کرده!!فکرکنید چه استرسی از ابتلا شدن داشتم؟؟

با گریه کردن فقط اعصاب خودم بیشتر خورد میشد.اما اتفاقی نیفتاد.الان که اینارو مینویسم اشک از چشام حلقه میزنه.عزیزانه من آروم باشید تنها وظیفتون درس خوندنه بقیش دست خداست.اگه ببینه بهش توکل کردین بدجوری هواتونو داره!!

شب کنکور لرزش عجیبی توی پاهام بود وحشتناک بود گفتم دیگه تمومه این همه تلاش خدایا آخرش این؟؟!!اما چشامو بستم وشروع کردم به هزیون گفتن توی ذهنم تا خواب برم و ۱۱-۱۲خوابیدم!

صبح پشت در جلسه نمیتونستم روی جدول ها بشینم از استرس!!اولین نفر پامو گذاشتم توی سالن!صندلیم دست چپی نبود و جلوی در دستشویی بود(. به شدت بوو..(شرمنده))اما خدا چقدر بزرگه ۱لحظه همه وجودم آروم شد.دوستی که تمام آزمونا وکنکور پارسال وکلاسا کنارش میفتادم و ایشالا تا۷سال دیگه قراره کنارش باشم بازم صندلیش کنارم بود گفتیم و خندیدیم..

سرجلسه:نگاه به جمع نکردم تااسترس نگیرم.کلی چیزمیز خوردم(تغذیه مسئله شخصیه از آزموناتون بفهمین چی براتون خوبه)چیزایی که خوردم:کیک/آبمیوه/شکلات/قند/آب!!!!۴۰ دقیقه زودتر تموم کردم(از همیشه بهتر)

من آدمی بودم سرجلسه آزمون واسم جهنم بود/سرم گیج میرفت/وقت کم میوردم/و کلی بدبختی دیگه اما آزمونایی که دادم و کنکورای ۸۵-۹۰ داخل وخارج کشوری که توی خونه آزمون دادم همه ی مشکلاتمو حل کرد.

عزیزان آرزوی من اینه شما موفق شید.همه پشت کنکوری ها موفق بشن.نمیخوام ببینم اشتباهامو تکرار کنید یا حقتونو نگیرید.ببخشید اگه طولانی شد.امیدوارم به دردتون خورده باشه.بخدا قسم۱کلمه هم شعار نبود.عین حقیقته.

تو میتونی …اینو خودت بهتر از من میدونی………………همه پشت کنکوری ها میتونن…………………….موفق باشید

۱۱ – نکته ی آخر یه خورده کاری های کوچیک:

۲روز مانده به آزموناتون واسه مرور بذارید خفن جواب میده/دلتون گرفت یا خسته شدین ناراحت نشین با خدا درددل کنید و هرجانیاز دیدین استراحت کوچولو به خودتون بدین/کلاسور ارزیابی حرف مفت نیست والا خودم دیدم چه خفن اثر داره اما تنبلی کردم همیشه نمیخوندم(بالاخره دلیلایی بوده تک رقمی نشدیم!!)

دلنوشته ای از یک پشت کنکوری موفق.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *